![]() |
![]() |
|
| عشق |
|
نه من ، نه خورشید بعد تو مرگ ستاره بعد تو خیال چشمات از همیشه ، تا دوباره حالا این جا سردِ سرده شب خالی از تن تو صد تا بغضُِِِِِ گریه کرده قلب من در حسرت تو با تو از صدا می گفتم تو سکوت هر ترانه بی تو افتاد به شماره نفسای من دوباره بی حضور روشن تو دیگه این شب شب ما نیست تو هجوم بی پناهی بی تو این جا جای ما نیست |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 18:52 توسط مسعود و ساعد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
يکي بود يکي نبود... اوني که بود تو بودي . اوني که نبود من بودم.
يکي داشت يکي نداشت... اوني داشت تو بودي. اوني که کسي به جز تو نداشت من بودم. يکي خواست . يکي نخواست... اوني که خواست تو بودي . اوني که بي تو بودن را نخواست من بودم. يکي بُرد. يکي باخت... اوني که بُرد تو بودي. اوني که دل به تو باخت من بودم. يکي گفت. يکي نگفت... اوني که گفت تو بودي. اوني که دوستت دارم را به هيچ کس به جز تو نگفت من بودم... |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 شهریور 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
|
RSS
|