تبليغاتX
تقدیم به تمام عاشقان -
عشق
براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.

 براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده .

 براي عشق گريه كن ‏ولي به كسي نگو.

 براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

 براي عشق پيمان ببند ولي پيمان ‏نشكن .

 براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير .

براي عشق وصال كن ولي فرار نكن .

 براي ‏عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن .

 براي عشق بمير ولي كسي رو نكش .

 براي عشق خودت باش ‏ولي خوب باش


یک روز از من خواهی پرسید که کدوم رو بیشتر دوست دارم

تو یا زندگی خودم ؟

و من می گم زندگی خودم

و تو منو ترک می کنی بدون اینکه بدونی :

( تویی زندگی من )


دو دوست در بیابان همسفر بودند. در طول راه با هم دعوا کردند.
یکی به دیگر سیلی زد، دوستی که صورتش به شدت درد گرفته بود بدون هیچ حرفی بر روی شن نوشت : ”امروز بهترین دوستم مرا سیلی زد”. آنان به راهشان ادامه دادند تا به چشمه ای رسیدند و تصمیم گرفتند حمام بگیرند.
ناگهان دوست سیلی خورده، به حال غرق شدن افتاد.
اما دوستش او را نجات داد. او بر روی سنگ نوشت، ”امروز بهترین دوستم زندگیم را نجات داد”.
دوستی که او را سیلی زده و نجات داده بود، پرسید، ” چرا موقعی که سیلی ات زدم، بر روی شن و حالا بر روی سنگ نوشتی؟
دوستش پاسخ داد: ”وقتی دوستی تو را ناراحت میکند باید آن را بر روی شن بنویسی تا بادهای بخشش آن را پاک کند. ولی وقتی به تو خوبی می کند، باید آن را روی سنگ حک کنی تا هیچ بادی آن را پاک نکند.


 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 12:35  توسط مسعود و ساعد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
يکي بود يکي نبود... اوني که بود تو بودي . اوني که نبود من بودم.

يکي داشت يکي نداشت... اوني داشت تو بودي. اوني که کسي به جز تو نداشت من بودم.

يکي خواست . يکي نخواست... اوني که خواست تو بودي . اوني که بي تو بودن را نخواست من بودم.

يکي بُرد. يکي باخت... اوني که بُرد تو بودي. اوني که دل به تو باخت من بودم.

يکي گفت. يکي نگفت... اوني که گفت تو بودي. اوني که دوستت دارم را به هيچ کس به جز تو نگفت من بودم...

نوشته های پیشین
فروردین 1388
شهریور 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
مهر 1386
شهریور 1386
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 

انتخاب رنگ صفحه با خود شماست

به وبلاگ مسعود خوش امدید